08:43

2026/10/25

حاکم ابوظبی و دلارهای آلوده؛ پشت‌پرده ریخت‌وپاش‌های نجومی و مزدوری برای منافع غرب

تحرکات دیپلماتیک و راهبردی سال‌های اخیر امارات متحده عربی تحت رهبری محمد بن زاید، معادلات امنیتی و اقتصادی خاورمیانه را دستخوش دگرگونی‌های جدی کرده است. بررسی اسناد و پیمان‌های علنی و محرمانه ابوظبی نشان می‌دهد که رابطه فزاینده با تل‌آویو در تقابل با منافع سنتی همسایگان حوزه خلیج‌فارس، پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی درباره اهداف واقعی بن زاید برانگیخته است. کارشناسان معتقدند ابوظبی بر لبه تیغ حرکت می‌کند؛ جایی که همگرایی با غرب و اسرائیل ممکن است به بهای انزوای دیپلماتیک یا تنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر منطقه‌ای تمام شود.

اسپرلوس خبر — سرویس بین‌الملل و تحلیل ژئوپلیتیک:محمد بن زاید آل نهیان، حاکم ابوظبی و رئیس امارات متحده عربی، همواره چهره‌ای متناقض و جاه‌طلب در سیاست خاورمیانه به شمار می‌رود. مردی که با ادعای تبدیل امارات به قطب پیشرفته اقتصادی و فناوری منطقه به قدرت رسید، عملاً استراتژی خارجی کشورش را به سمت نظامی‌گری پنهان و آشکار، شبکه‌سازی‌های مشکوک مالی و ضربه زدن به ثبات همسایگان سوق داده است.

۱. شخصیت عمل‌گرا، امنیتی و بحران‌ساز

محمد بن زاید برخلاف رویکرد آرام و محافظه‌کارانه پدرش (شیخ زاید)، ساختار سیاسی و امنیتی امارات را بر پایه نفوذ اطلاعاتی، شرکت‌های مزدور نظامی خارجی (نظیر بلک‌واتر) و سرکوب شدید منتقدان داخلی بازطراحی کرد. او با اتکا به دلارهای نفتی و مشاوران غربی، رویکردی تهاجمی اتخاذ کرد که نماد بارز آن مداخلات نظامی مستقیم و غیرمستقیم در لیبی، سودان، شاخ آفریقا و به‌ویژه باتلاق جنگ یمن بود؛ جنگی ویرانگر که به جنایات جنگی گسترده و فجایع انسانی انجامید و تصویر «امارات صلح‌طلب» را در عرصه بین‌الملل فرو ریخت.

۲. اتهامات سنگین فساد مالی، پول‌شویی و قاچاق سازمان‌یافته

در سال‌های اخیر، نام امارات و خاندان حاکم در گزارش‌های متعددی از سوی «کارگروه اقدام مالی (FATF)» و کنسرسیوم‌های بین‌المللی روزنامه‌نگاری تحقیقی (از جمله اسناد پاندورا) به عنوان بهشت امن پول‌شویی، فرار مالیاتی الیگارش‌ها و جابه‌جایی طلاهای قاچاق از مناطق جنگ‌زده آفریقا مطرح شد. منتقدان تأکید دارند که ثروت‌اندوزی شبکه قدرت در ابوظبی با نادیده گرفتن استانداردهای مالی و پناه دادن به دارایی‌های فاسد بین‌المللی پیوند خورده است؛ امری که حتی نهادهای نظارتی غربی را نیز بارها به هشدار و قرار دادن امارات در فهرست‌های خاکستری واداشت.

۳. خیانت آشکار به آرمان‌های منطقه و ضربه به منافع ایران

اوج چرخش سیاست‌های بن زاید در امضای «توافق ابراهیم» و هم‌پیمانی علنی و تمام‌عیار با رژیم صهیونیستی رقم خورد. ابوظبی نه‌تنها روابط دیپلماتیک را آغاز کرد، بلکه درهای خلیج‌فارس را به روی دستگاه‌های جاسوسی و شرکت‌های سایبری-امنیتی اسرائیل گشود. این اقدام از نگاه ناظران، خیانتی آشکار به مصالح جهان اسلام و خنجری از پشت به امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بود؛ کشوری که طی دهه‌ها با وجود تحریم‌ها، شریان اصلی رونق تجاری دبی و مبادلات ترانزیتی امارات را زنده نگه داشته بود. بن زاید با همراهی در پازل تحریمی غرب و پهن کردن فرش قرمز برای تل‌آویو، مستقیماً وارد بازی تخریب ثبات منطقه‌ای شد.

۴. موازنه قدرت و تنبیه بازدارنده توسط تهران

ماجراجویی‌های بن زاید بدون پاسخ نماند. هدف قرار گرفتن تأسیسات نفتی و فرودگاهی ابوظبی در جریان عملیات‌های موشکی و پهپادی جبهه مقاومت، و همچنین پیام‌های قاطع و هشدارهای امنیتی ملموس از سوی جمهوری اسلامی ایران، به حاکمان امارات ثابت کرد که برج‌های شیشه‌ای، هاب‌های پروازی و میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری خارجی در دبی و ابوظبی تا چه اندازه در برابر آتش بحران آسیب‌پذیرند.

این «تنبیه راهبردی» و اثبات پوشالی بودن چتر حمایتی آمریکا و گنبدهای پدافندی، سرانجام بن زاید را وادار به عقب‌نشینی تاکتیکی کرد. اعزام هیئت‌های عالی‌رتبه امنیتی به تهران، تلاش برای بازتعریف کانال‌های دیپلماتیک و کاهش لفاظی‌های خصمانه، همگی ناشی از درک این واقعیت قطعی بود که امنیت در منطقه بدون همراهی و احترام به خطوط قرمز ایران حاصل نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن