اسپرلوس خبر — سرویس بینالملل و تحلیل ژئوپلیتیک:محمد بن زاید آل نهیان، حاکم ابوظبی و رئیس امارات متحده عربی، همواره چهرهای متناقض و جاهطلب در سیاست خاورمیانه به شمار میرود. مردی که با ادعای تبدیل امارات به قطب پیشرفته اقتصادی و فناوری منطقه به قدرت رسید، عملاً استراتژی خارجی کشورش را به سمت نظامیگری پنهان و آشکار، شبکهسازیهای مشکوک مالی و ضربه زدن به ثبات همسایگان سوق داده است.
۱. شخصیت عملگرا، امنیتی و بحرانساز
محمد بن زاید برخلاف رویکرد آرام و محافظهکارانه پدرش (شیخ زاید)، ساختار سیاسی و امنیتی امارات را بر پایه نفوذ اطلاعاتی، شرکتهای مزدور نظامی خارجی (نظیر بلکواتر) و سرکوب شدید منتقدان داخلی بازطراحی کرد. او با اتکا به دلارهای نفتی و مشاوران غربی، رویکردی تهاجمی اتخاذ کرد که نماد بارز آن مداخلات نظامی مستقیم و غیرمستقیم در لیبی، سودان، شاخ آفریقا و بهویژه باتلاق جنگ یمن بود؛ جنگی ویرانگر که به جنایات جنگی گسترده و فجایع انسانی انجامید و تصویر «امارات صلحطلب» را در عرصه بینالملل فرو ریخت.
۲. اتهامات سنگین فساد مالی، پولشویی و قاچاق سازمانیافته
در سالهای اخیر، نام امارات و خاندان حاکم در گزارشهای متعددی از سوی «کارگروه اقدام مالی (FATF)» و کنسرسیومهای بینالمللی روزنامهنگاری تحقیقی (از جمله اسناد پاندورا) به عنوان بهشت امن پولشویی، فرار مالیاتی الیگارشها و جابهجایی طلاهای قاچاق از مناطق جنگزده آفریقا مطرح شد. منتقدان تأکید دارند که ثروتاندوزی شبکه قدرت در ابوظبی با نادیده گرفتن استانداردهای مالی و پناه دادن به داراییهای فاسد بینالمللی پیوند خورده است؛ امری که حتی نهادهای نظارتی غربی را نیز بارها به هشدار و قرار دادن امارات در فهرستهای خاکستری واداشت.
۳. خیانت آشکار به آرمانهای منطقه و ضربه به منافع ایران
اوج چرخش سیاستهای بن زاید در امضای «توافق ابراهیم» و همپیمانی علنی و تمامعیار با رژیم صهیونیستی رقم خورد. ابوظبی نهتنها روابط دیپلماتیک را آغاز کرد، بلکه درهای خلیجفارس را به روی دستگاههای جاسوسی و شرکتهای سایبری-امنیتی اسرائیل گشود. این اقدام از نگاه ناظران، خیانتی آشکار به مصالح جهان اسلام و خنجری از پشت به امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بود؛ کشوری که طی دههها با وجود تحریمها، شریان اصلی رونق تجاری دبی و مبادلات ترانزیتی امارات را زنده نگه داشته بود. بن زاید با همراهی در پازل تحریمی غرب و پهن کردن فرش قرمز برای تلآویو، مستقیماً وارد بازی تخریب ثبات منطقهای شد.
۴. موازنه قدرت و تنبیه بازدارنده توسط تهران
ماجراجوییهای بن زاید بدون پاسخ نماند. هدف قرار گرفتن تأسیسات نفتی و فرودگاهی ابوظبی در جریان عملیاتهای موشکی و پهپادی جبهه مقاومت، و همچنین پیامهای قاطع و هشدارهای امنیتی ملموس از سوی جمهوری اسلامی ایران، به حاکمان امارات ثابت کرد که برجهای شیشهای، هابهای پروازی و میلیاردها دلار سرمایهگذاری خارجی در دبی و ابوظبی تا چه اندازه در برابر آتش بحران آسیبپذیرند.
این «تنبیه راهبردی» و اثبات پوشالی بودن چتر حمایتی آمریکا و گنبدهای پدافندی، سرانجام بن زاید را وادار به عقبنشینی تاکتیکی کرد. اعزام هیئتهای عالیرتبه امنیتی به تهران، تلاش برای بازتعریف کانالهای دیپلماتیک و کاهش لفاظیهای خصمانه، همگی ناشی از درک این واقعیت قطعی بود که امنیت در منطقه بدون همراهی و احترام به خطوط قرمز ایران حاصل نخواهد شد.